على رفيعى

75

تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)

« رستگار مباد قومى كه خشنودى خويش را بر رضايت پروردگار مقدّم داشته‌اند . » پيك ، پاسخ نامه را خواست . امام ( ع ) فرمود : « پاسخى ندارد ؛ چون عذاب خدا بر نويسنده‌اش حتم است . » « 1 » « ابن زياد » از موضع امام ( ع ) بسيار خشمگين شد و براى كشتن آن حضرت به گردآورى سپاه پرداخت . براى اين منظور از سياست تطميع و تهديد استفاده كرد و در يك سخنرانى ، ضمن ستايش ازخاندان « ابوسفيان » به ويژه « يزيد » از مردم خواست براى نبرد با دشمن يزيد « حسين‌بن على » بسيج شوند ، و به آنان وعدهء كمكهاى مالى داد . امّا از آنجا كه مىدانست مردم در دل از جنگ با فرزند پيامبر ( ص ) كراهت دارند و كمكهاى مالى به تنهايى نمىتواند انگيزهء ارتكاب اين جنايت بزرگ گردد ، سياست هميشگى خود را به كار برد . خود به اردوگاه « نُخَيله » رفت و « سُوَيْدِبن عبدالرّحمن » را مأمور كرد همراه سوارانى درخيابانها و كوچه‌هاى كوفه راه بيفتد و اعلام كند : « هر كس براى جنگ با حسين بيرون نرود جان و مالش هدر خواهد بود . » و دستور داد مأموران به هر كسى برخوردند دستگير كرده نزد « عبيداللّه » ببرند . آنان مرد غريبى را دستگير كرده نزد امير بردند . معلوم شد وى اهل « شام » است و براى وصول ميراث خود به « كوفه » آمده است ؛ با اين حال « ابن زياد » دستور داد او را اعدام كنند تا قتل او عبرت ديگران گردد ، و همين امر سبب شد كه مردم بيشتر بترسند و براى جنگ با امام حسين ( ع ) بيرون روند . « 2 » 2 - جلوگيرى از يارى رساندن امام حسين ( ع ) به پسر مرجانه خبر رسيد كه عدّه‌اى از طريق « فرات » براى يارى فرزند پيامبر ( ص ) به سوى آن حضرت مىروند . وى بى درنگ « زَجربن قيس » را با پانصد سوار مسلّح بر پل « صَراة » « 3 » گمارد تا از خروج افراد براى يارى امام حسين ( ع ) جلوگيرى كنند . « زَجْر » به

--> ( 1 ) - الفتوح ، ابن اعثم ، ج 5 ، ص 150 - 151 . ( 2 ) - ر . ك . الاخبار الطّوال ، ص 252 و ابصارالعين فى انصار الحسين ، ص 8 . ( 3 ) - نام رودى است كه از رود « عيسى بن على » در غرب بغداد و بالاتر از « مُحَوَّل » ( دريك فرسخى بغداد ) جدا مىشود و مزارع و باغهاى ناحيهء « بادُورَيا » از آن مشروب مىگردد و رودهاى زيادى از آن جدا مىشود تا آنكه به بغداد مىرسد . « ر . ك . تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 112 و معجم البلدان . »